تبليغاتX
ستارگان آسمان قلبم
 
قدرت فکر , معجزه ایمان , نیروی اراده, خواست خداوند.....امشب توي آسمون ، يه ستاره واسه خودت انتخاب كن
 
رفتار او در چشم بسیار کسان یادآور برخورد خشن و توهین‌آمیز یک جوانک بسیجی تفنگ به دست مدرن در برابر شهروندان محترمی است که چنان تحقیر می‌شوند که دیگر جهان را نمی‌فهمند. شان اجتماعی‌شان، ارج فرهنگی‌شان و منش و سلیقه‌ی‌شان لگدکوب می‌شود، به زندگی خصوصی‌شان تجاوز می‌شود، و دستگاه تبلیغاتی مدام از در و دیوار جار می‌زند که باید شکرگزار باشند که در کشورشان این «معجزه‌ی هزاره‌ی سوم» رخ داده است.
او حاشیه را بسیج می‌کند تا مرکز قدرت را تقویت کند، مردم مستمند را به دنبال ماشین خود می‌دواند و آنان می‌دوند، در حالی که به عابران دیگر تنه می‌زنند و هیاهو و گرد و خاک می‌کنند. او از تبار آن سلاطینی است که مدام در حال جهاد بوده‌اند. او خزانه‌ی مرکز را تهی می‌کند،تا سرحدات را نه آباد، بلکه از نو تصرف کند و به حلقه‌ی ارادت درآورد. او مهندس نظام است، اما نه از آن مهندسانی که در ابتدای حکومت اسلامی در خدمت دین و مردم درآمدند تا سازندگی کنند و معجزه‌ی پیوند ایمان و تکنیک را به نمایش بگذارند. در ابتدا تکنیک در خدمت ایمان بود. در مورد او ، ایمان خود امری تکنیکی است. او رمالی است که دکتر مهندس شده است.. در ذهن او جن و اتم، معجزه و سانتریفوژ، معراج و موشک در کنار هم ردیف شده‌اند. او به همه درس می‌دهد. او ختم روزگار است. در مجلس روحانیون هم درس دین  می‌دهد. پیش قاضی هم ملق میزند و پیش لوطی هم عنتربازی می‌کند.
او ترکیبی از رذالت و ساده‌لوحی است. او مجموعه‌ای از بدترین خصلت‌های فرهنگی ما را در خود جمع کرده، به این جهت بسی خودمانی جلوه می‌کند: دروغ می‌گوید و ای بسا صادقانه. غلو می‌کند، زرنگ است و تصور می‌کند هر جا کم آوردی، می‌توانی از زرنگی‌ات مایه بگذاری و جبران کنی.
در وجود همه‌ی ما قدری از شخصیت او وجود دارد و درست این آن بخشی است که وقتی با آزردگی از عقب‌ماند‌گی‌مان حرف می‌زنیم، از آن ابراز نفرت می‌کنیم. اما آن هنگام نیز که لاف می‌زنیم و خودشیفته‌ایم، باز این وجه وجود ماست که نمود می‌یابد. او تحقیر شد‌ه‌ای است که خود تحقیر می‌کند. سرشار از نفرت است، اما کرامت دارد. به موضوع نفرت اش که می‌نگرد، می‌پندارد مبعوث شده است تا او را از ضلالت نجات دهد. او نماینده‌ی سنتی است جهش‌کرده به مدرنیت. او مظهر عقب‌ماندگی مدرن ما و مدرنیت عقب‌مانده‌ی ماست. او اعلام ورشکستگی فرهنگ ماست. او نشان فقدان جدیت ماست.

او از ماست. طرفداران او نیز همولایتی‌های ما هستند. در روشنفکری ایرانی هم نوعی از مکتب او وجود دارد، آن جایی که یاوه می‌گوید و در عین غیر جدی بودن، سخت جدی می‌شود....

اکنون همه چیز با تقلب و کودتا توضیح داده می‌شود. تقلبی صورت گرفته، که ابعاد آن را نمی‌دانیم.... برای این که نیروی پوپولیسم فاشیستی دینی را نادیده نگیریم، لازم است همه‌ی تحلیل‌ها را بر تقلب و کودتا بنا نکنیم.
رای او هر چقدر باشد، بایستی ریشه‌ی اجتماعی فاشیسم دینی را در تقابل جدی با مردم سالاری دینی جدی بگیریم .....

  نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 17:16  توسط شهرام  | 

"کسانی که در مبارزه سیاسی اصلی ترین شیوه شان دروغ گفتن است، حتما راستگو نیستند،  آیا در این چند ماهه دروغی نشنیده اید؟" در حال حاضر، ضرورتی ما را مجبور می‌کند که اجازه ندهیم کسی در ترساندن ما طمع کند. "قرار بود رفتار و اندیشه بسیجی در مردم اثر کند، نه آنکه قدرت بسیج بر سر مردم فرود آید، قرار نبود بسیج جیره‌خوار دولت شود و به ازای دستگیر کردن مردم در اجتماعات پاداش سرانه بگیرد. افسوس بر بسیج اگر تا حد یک حزب سیاسی تنزل کند...

چرا باید "مفاهیمی که فطرت مردم آنها را می‌پسندد" در نزد "برخی از دوستان بسیجی ما نفرت ایجاد کند"  "کدام زشتی در نام‌هایی چون آزادی وجود دارد که وقتی بر زبان می‌آید قلب بعضی از آنان را مشمئز می‌کند، گویی که نام بزرگترین گناهان باشد حال آنکه هنوز بزرگترین میعادگاه‌ها در اکثر شهرهای ما به نام آزادی خوانده می‌شوند".

آیا لباس‌های مخوف می‌پوشند و ‌در خیابان‌های شهر آرایش‌های نظامی به خود می‌گیرند تا هموطنانشان را مرعوب کنند؟ یا مردم را می‌ترسانند چون خود می‌ترسند؟ یا فرزندان انقلاب را به هفت سال و ده سال و پانزده سال زندان محکوم می‌کنند تا به خود تسلی داده باشند؟ و فکر نمی‌کنند که با این رفتارهای کوته‌بینانه چگونه امنیت ملی کشور را در معرض خطر قرار می‌دهند".

 "وجود فضای امنیتی سیاسی بر اساس تحلیل‌های غلط و نیز اعمال روش ها و شیوه‌های غلط اولین زیانش به مردم می رسد؛ چراکه نه تنها عموم مردم احساس می کنند آزادی‌های مشروعشان محدود شده، بلکه مردم مظلوم و محروم هم با همه وجود احساس می کنند محروم تر شده اند".

"در آینده نه چندان دور در کنار این نارضایتی های سیاسی که در قشرهای خاصی از جامعه بیشتر بروز و ظهور دارد نارضایتی‌های اجتماعی هم اضافه شود، بخصوص وقتی وعده‌های داده شده، عمل نشده یا بر خلاف آن عمل شده است".

"سپاه پاسدارانی که آن همه افتخارات در کنار ارتش ما آفريد بسيجی که با دست های تهی خودش توانست در مقابل نيروهای عظيم بايستد و نگذارد عزت مملکت از بين برود؛ حرمتش اين است که در کنار مردم باشد نه در روياروی آنان".

  نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 10:41  توسط شهرام  | 
در چند روز گذشته دو حادثه تلخ اخلاقي اتفاق افتاد که علاوه بر آنکه يک انحطاط اخلاقي براي جامعه ما به شمار مي‌رود، آزموني است براي مديريت جديد قوه قضائيه که چگونه با اين دو حادثه برخورد مي‌کند، آيا مانند مديريت قبلي لبخندي مليح به جامعه تحويل مي‌دهد يا چنان برخورد مي‌کند که لرزه بر اندام شروراني بيفتد که به دنبال خلق وقايعي مشابه هستند؟

اجمال حادثه اول اين است که دو مرد شرور در جنوب تهران زني 32 ساله را با تهديد چاقو سوار خودروي پرايد مي‌کنند و پس از انتقال به قيامدشت در کنار خيابان و داخل خودرو به او تجاوز مي‌کنند. دو شرور ديگر ظاهرا به بهانه نجات آن زن او را به خودرو ديگري منتقل نموده همين کار را تکرار مي‌کنند.
سپس دو نفر از دوستان آنها نيز همين خباثت اخلاقي را مرتکب مي‌شوند، يعني زني که عازم منزل يا هر مقصدي بوده است، ناگاه توسط شش مرد مورد تجاوز قرار مي‌گيرد.

خوشبختانه پليس آن شش شرور را بازداشت مي‌کند و پرونده تشکيل مي‌دهد، ولي معلوم نيست که آيا اين حادثه تلخ همانند حوادث مشابه قبلي در پيچ و خم مراحل قضايي به فراموشي سپرده شده و حق آن زن و جامعه ناديده گرفته مي‌شود و حداکثر چند سال بعد مجازات اندکي براي مجرمان تعيين و در گوشه روزنامه‌اي درج مي‌گردد به طوري که ديگر نه خاصيت تسلي بخشي براي مظلوم و بازگرداندن آرامش رواني به جامعه را دارد و نه خاصيت عبرت آموزي براي ساير شروران، يا اينکه مديريت جديد قوه قضائيه اين بار با مجازات سريع مجرمان و با عمل به اصل تشهير و معرفي اين شروران با نام و نام خانوادگي و عکس به جامعه، درسي به يادماندني به آنها و همکارانشان مي‌دهد؟

همين طور است درباره حادثه دوم که سه شرور وارد خانه‌اي مي‌شوند و در حضور مرد خانواده به همسرش تجاوز مي‌کنند. خوشبختانه اين سه نفر نيز توسط پليس بازداشت مي‌شوند. آنها در بازجويي مي‌گويند مدتي بود که اين زن را در محله مي‌ديديم و از او خوشمان آمده بود، به همين دليل تصميم به اين کار گرفتيم!

در اينجا نيز بايد ببينيم قوه قضائيه چه برخوردي با اين افراد مي‌کند، آيا توجهي به حق جامعه و بازدارندگي مجازات آنها خواهد داشت يا با تساهل و تسامح خود موجبات تشويق چنين افرادي را فراهم مي‌کند به طوري که هر شروري با يک محاسبه ساده و ارزيابي سود و زيان اين گونه جرمها تصميم به اقدام بگيرد. بايد ديد قوه قضائيه همان مقدار که در مورد امنيت سياسي و حفظ نظام حساسيت به خرج مي‌دهد در مورد امنيت اخلاقي جامعه نيز که يکي از اهداف نظام اسلامي است حساسيت نشان مي‌دهد؟

به هر حال بايد منتظر ماند و ديد مديريت جديد قوه قضائيه چگونه از اين آزمون بيرون مي‌آيد؟ سرفراز يا مانند گذشته مردود؟

****************************************

آنجا که انسانی به دروغ گفتن عادت میکند و یا زمانی که باید واکنش مناسب نشان بدهد، هیچ کاری انجام نمیدهد و بی عملی را برمیگزیند، این بی عملی ناشی از ضعف ذاتی آن شخص است.

همچنین زمانی که به دلیل بدرفتاری با مردم در داخل و دروغ گفتن به آنها نمیتوانند از خارجیها بخواهند با مردم کشورشان به مهربانی و عطوفت برخورد کنند  یا به خاطر نداشتن دوستان مطمئن در خارج و همچنین عدم حمایت مردمی در داخل توان سر دادن فریاد دفاع از مسلمان را در خود نمیبینند، ضعف عارضی ایشان  آشکار میشود...........

در این چند وقت اخیر هر دو ضعف را به عینه دیده ام. ....

من اعدام مسلمانان آزادی و برابری خواه چین و هجوم وحشیانه سعودیها به شیعیان یمن را محکوم میکنم.

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 10:0  توسط شهرام  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM